السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

269

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

شرح علاوه بر دليل فوق كه امكان نمىتواند در خارج به وجود مستقل يافت شود دليل ديگرى اقامه مىكنند . و آن اين‌كه امكان اگر مانند هر موجود مستقل ديگر در خارج ، موجود باشد يا واجب بالذات خواهد بود كه اين محال است ، زيرا ماهيت و لوازم آن مانند امكان هيچ كدام متصف به وجوب نمىشوند ، بلكه در قلمرو ممكنات مىباشند و يا ممكن خواهد بود كه اين هم محال است ، زيرا بدليل آن كه وجودش بيرون و مستقل از وجود ماهيت خواهد بود وجودش نياز به علت و جعل مستقل خواهد داشت . از اين جهت ، ممكن بالغير خواهد بود ؛ يعنى ممكنى كه بايد ديگرى اين امكان را به آن بدهد . و به‌زودى در فصل دوم از اين مرحله خواهد آمد كه امكان بالغير محال است . پس ، صغراى آن دليل عبارت از اين است كه اگر امكان ، موجود مستقل خارجى باشد امكان بالغير خواهد بود ؛ چون ثبوتش به علت و جعلِ مستقل نيازمند است . كبراى دليل در فصل دوم ثابت مىشود كه امكانِ بالغير محال است . نتيجه گرفته مىشود كه امكان ، نمىتواند وجودِ مستقلِ خارجى داشته باشد . استدلال بر مستقل بودن وجود امكان و جواب از آن متن وقد استدلّوا على ذلك بوجوه ، . . . معنى واحد مشترك كمفهوم الوجود . ترجمه بر وجود مستقل امكان در خارج به دلايلى استدلال كرده‌اند . بهترين آن دلايل ، اين است كه اگر ممكن در خارج ، ممكن نباشد يا بايد واجب الوجود بوده ، وجود برايش ضرورى باشد ، يا ممتنع الوجود بوده عدم برايش ضرورى باشد . و اين هر دو محال است .